0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:41 PM

باز در اسرار روم جانب آن یار روم

نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم

تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا

همره دل گردم خوش جانب دلدار روم

صبر نمانده‌ست که من گوش سوی نسیه برم

عقل نمانده‌ست که من راه به هنجار روم

چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن

گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم

خسته دام است دلم بر در و بام است دلم

شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم

گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی

راه دکانم بنما تا که پس کار روم

تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش

کو اثری از دل من تا که بر آثار روم

تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد

کف به کف یار دهم در کنف غار روم

درس رئیسان خوشی بی‌هشی است و خمشی

درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها