0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:29 PM

شتران مست شدستند ببین رقص جمل

ز اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

علم ما داده او و ره ما جاده او

گرمی ما دم گرمش نه ز خورشید حمل

دم او جان دهدت روز نفخت بپذیر

کار او کن فیکون‌ست نه موقوف علل

ما در این ره همه نسرین و قرنفل کوبیم

ما نه زان اشتر عامیم که کوبیم وحل

شتران وحلی بسته این آب و گلند

پیش جان و دل ما آب و گلی را چه محل

ناقه الله بزاده به دعای صالح

جهت معجزه دین ز کمرگاه جبل

هان و هان ناقه حقیم تعرض مکنید

تا نبرد سرتان را سر شمشیر اجل

سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم

تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل

هله بنشین تو بجنبان سر و می‌گوی بلی

شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها