0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:25 PM

گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

دررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق

ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق را

مژده انافتحنا دردمد سرنای عشق

زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان

زان شکرهایی که روید هر دم از نی‌های عشق

یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه را

ابر را در حین بسوزد برق جان افزای عشق

در میان ریگ سوزان در طریق بادیه

بانگ‌های رعد بینی می‌زند سقای عشق

ساقیا از بهر جانت ساغری بر خلق ریز

یا صلا درده به سوی قامت و بالای عشق

شمس تبریز ار بتاند از قباب رشک حق

قبه‌های موج خیزد آن دم از دریای عشق

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها