0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:12 PM

اندرآمد شاه شیرینان ترش

جان شیرینم فدای آن ترش

چشم کژبین را بگفتم کژ مبین

کس کند باور گل خندان ترش

در هر آن زندان که درتابد رخش

کس نماند در همه زندان ترش

گرد باغش گشتم و والله نبود

میوه‌ای اندر همه بستان ترش

در حرم خندان بود سلطان ولیک

می‌نماید خویش در دیوان ترش

گر تو مرد مؤمنی باور مکن

انگبین و شکر و ایمان ترش

منکر ار باشد ترش نبود عجب

نسبتی دارد به بادنجان ترش

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها