0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:08 PM

زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

بس مشک نهان دارد زنهار بشوریدش

در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشست

هر لحظه و هر ساعت صد بار بشوریدش

آن دولت عالم را وان جنت خرم را

کز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش

آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد

تا روی شود از وی خمار بشوریدش

چشم و دل مریم شد روشن از آن خرما

نخلیست از آن خرما پربار بشوریدش

گم گشت دل مسکین اندر خم زلف او

باشد که بدید آید بسیار بشوریدش

شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد

هر کس که از او دارد زنار بشوریدش

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها