0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  2:06 PM

من از سخنان مهرانگیز

دل پر دارم ز خواب برخیز

ای آنک رخ تو همچو آتش

یک لحظه ز آتشم مپرهیز

شیرم ز تو جوش کرد و خون شد

ای شیر به خون من درآمیز

با یارک خود بساز پنهان

مستیز به جان تو که مستیز

تسلیم قضا شدم ازیرا

مانند قضا تو تندی و تیز

بنگر که چه خون دل گرفتست

بر گرد قبام چون فراویز

در خشم مکن تو چشم خود را

وان فتنه خفته را مینگیز

خود خفته نماید و نخفتست

آن نرگس پرخمار خون ریز

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها