0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:57 PM

تو چشم شیخ را دیدن میاموز

فلک را راست گردیدن میاموز

تو کل را جمع این اجزا مپندار

تو گل را لطف و خندیدن میاموز

تو بگشا چشم تا مهتاب بینی

تو مه را نور بخشیدن میاموز

تو عقل خویش را از می نگهدار

تو می را عقل دزدیدن میاموز

تو باز عقل را صیادی آموز

چنین بیهوده پریدن میاموز

یتیمان فراقش را بخندان

یتیمان را تو نالیدن میاموز

دل مظلوم را ایمن کن از ترس

دل او را تو لرزیدن میاموز

تو ظالم را مده رخصت به تأویل

ستیزا را ستیزیدن میاموز

زبان را پردگی می‌دار چون دل

زبان را پرده بدریدن میاموز

تو در معنی گشا این چشم سر را

چو گوشش حرف برچیدن میاموز

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها