0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:50 PM

نزدیک توام مرا مبین دور

پهلوی منی مباش مهجور

آن کس که بعید شد ز معمار

کی گردد کارهاش معمور

چشمی که ز چشم من طرب یافت

شد روشن و غیب بین و مخمور

هر دل که نسیم من بر او زد

شد گلشن و گلستان پرنور

بی من اگرت دهند شهدی

یک شهد بود هزار زنبور

بی من اگرت امیر سازند

باشی بتر از هزار مأمور

می‌های جهان اگر بنوشی

بی‌من نشود مزاج محرور

در برق چه نامه بر توان خواند

آخر چه سپاه آید از مور

خلقان برقند و یار خورشید

بی‌گفت تو ظاهرست و مشهور

خلقان مورند و ما سلیمان

خاموش صبور باش و مستور

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها