0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:47 PM

بر منبرست این دم مذکر مذکر

چون چشمه روانه مطهر مطهر

بر منبری بلندی دانای هوشمندی

بر پای منبر او مکرر مکرر

هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی

بگشاده در بیانی مقرر مقرر

زین گونه درگشایی داده تو را رهایی

از حبس خاکدانی مکدر مکدر

بنهاده نردبانی از صنعت زبانی

بر بام آسمانی مدور مدور

نور از درون هیزم بیرون کشید آتش

آتش ز خود نیامد منور منور

آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن

و اختر به امر زاید مدبر مدبر

مر هر پیمبری را بودست معجز نو

چون نیست معجزه او مشهر مشهر

مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی

محکوم از اوست نفسی مزور مزور

این منبر و مذکر در نفس توست در سر

اما در این طلب تو مقصر مقصر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها