0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:46 PM

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام

زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر

چشم بد دیدیم ما کز زخم او

روسیه گردد عیان شمس و قمر

دور باد از رزم شیران چشم سگ

دور باد از مهد عیسی کون خر

تیر پرانست از چشم بدان

خلوت آمد تیر ایشان را سپر

لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست

قلب را هر کس بنشناسد ز زر

زاهدانش آه‌ها پنهان کنند

خلوتی جویند در وقت سحر

لیک این مستان به حکم خود نیند

نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر

باد کم پران مزن لاف خوشی

باد آرد خاک و خس را در بصر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها