0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:45 PM

آمدم من بی‌دل و جان ای پسر

رنگ من بین نقش برخوان ای پسر

نی غلط من نامدم تو آمدی

در وجود بنده پنهان ای پسر

همچو زر یک لحظه در آتش بخند

تا ببینی بخت خندان ای پسر

در خرابات دلم اندیشه‌هاست

در هم افتاده چو مستان ای پسر

پای دار و شور مستان گوش دار

در شکست و جست دربان ای پسر

آمدم و آوردمت آیینه‌ای

روی بین و رو مگردان ای پسر

کفر من آیینه ایمان توست

بنگر اندر کفر ایمان ای پسر

می‌زنم من نعره‌ها در خامشی

آمدم خاموش گویان ای پسر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها