0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:41 PM

تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

من با تو نمی‌گویم ای مرده پار آخر

ماننده ابری تو هم مظلم و بی‌باران

تاریک مکن ای ابر یک قطره ببار آخر

این جمله فرمان‌ها از بهر قدر آمد

ای جبری غافل تو از لذت کار آخر

با کور کسی گوید کاین رشته به سوزن کش

با بسته کسی گوید کان جاست شکار آخر

با طفل دوروزه کس از شاهد و می‌گوید

یا با نظر حیوان از چشم خمار آخر

چون هیچ نیابی توی پهلوی زنان بنشین

از حلقه جانبازان بگذر به کنار آخر

در قدرت مخدومی شمس الحق تبریزی

غوطی بخوری بینی حق را به نظار آخر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها