0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  1:41 PM

مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر

تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را

وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر

ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت می‌خواند

که خاک اوت کیخسرو بمیرد پیش او سنجر

چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را

زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر

پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان

ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر

چو کر و فر او دیدی تویی کرار و شیر حق

چو بال و پر او دیدی تویی طیار چون جعفر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها