0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:32 AM

بیا که ساقی عشق شراب باره رسید

خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید

امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد

شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید

هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او

شکاف کرد و به طفلان گاهواره رسید

هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام

صلوه خیر من النوم از آن مناره رسید

بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید

گشاده هل سر خم را که دردخواه رسید

چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت

زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید

شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم

شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید

شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه

شدیم جمله پیاده چو او سواره رسید

چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر

بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید

بده زبان و همه گوش شو در این حضرت

شتاب کن که پی گوش گوشواره رسید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها