0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:31 AM

صبر با عشق بس نمی‌آید

عقل فریادرس نمی‌آید

بیخودی خوش ولایتیست ولی

زیر فرمان کس نمی‌آید

کاروان حیات می‌گذرد

هیچ بانگ جرس نمی‌آید

بوی گلشن به گل همی‌خواند

خود تو را این هوس نمی‌آید

زانک در باطن تو خوش نفسیست

از گزاف این نفس نمی‌آید

بی خدای لطیف شیرین کار

عسلی از مگس نمی‌آید

هر دمی تخم نیکوی می‌کار

تا نکاری عدس نمی‌آید

هیچ کردی به خیر اندیشه

که جزا از سپس نمی‌آید

بس کن ایرا که شمع این گفتار

جانب هر غلس نمی‌آید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها