0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:30 AM

آه در آن شمع منور چه بود

کآتش زد در دل و دل را ربود

ای زده اندر دل من آتشی

سوختم ای دوست بیا زود زود

صورت دل صورت مخلوق نیست

کز رخ دل حسن خدا رو نمود

جز شکرش نیست مرا چاره‌ای

جز لب او نیست مرا هیچ سود

یاد کن آن را که یکی صبحدم

این دلم از زلف تو بندی گشود

جان من اول که بدیدم تو را

جان من از جان تو چیزی شنود

چون دلم از چشمه تو آب خورد

غرقه شد اندر تو و سیلم ربود

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها