0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:28 AM

به حارسان نکوروی من خطاب کنید

که چشم بد را از یوسفان به خواب کنید

گهی به خاطر بیگانگان سؤال دهید

گهی دل همه را سخره جواب کنید

و چون شدند همه سخره سؤال و جواب

شما به خلوت ساغر پر از شراب کنید

دلی که نیست در اندیشه سؤال و جواب

وی آفتاب جهان شد بدو شتاب کنید

زنید خاک به چشمی که باد در سر اوست

دو چشم آتشی حاسدان پرآب کنید

از آن که هر که جز این آب زندگی باشد

سراب مرگ بود پشت بر سراب کنید

چو زندگی ابد هست اندر آب حیات

به ترک عمر به صد رنگ شیخ و شاب کنید

گداز عاشق در تاب عشق کی ماند

به خدمتی که شما از پی ثواب کنید

چو کف جود و سخاوت به لطف بگشاید

نشاید این که شما قصه سحاب کنید

وگر ز تن حشم زنگبار خون آرد

سپاه قیصر رومی شما حراب کنید

به یک نظر چو بکرد او جهان جان معمور

چرا چو جغد حدیث تن خراب کنید

که صد هزار اسیرند پیش زنگ از روم

مخنثی چه بود فک آن رقاب کنید

لوای دولت مخدوم شمس دین آمد

گروه بازصفت قصد آن جناب کنید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها