0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:19 AM

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

دود و بویی می‌رسد از عرش غیب

ای نهانان سوی بوی آن پرید

هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند

دود بویش می‌کند آن را سپید

ما ز گردون سوی مادون آمدیم

باز ما را سوی گردون برکشید

همچو مریم سوی خرمابن رویم

زانک خرمایی ندارد شاخ بید

بس کن و از حرف در معنی گریز

چند معنی را ز حرفی می‌مزید

این مزیدن طفل بی‌دندان کند

گر شما مردید نان را خود گزید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها