پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395 12:17 AM
ای اهل صبوح در چه کارید
شب میگذرد روا مدارید
ماننده آفتاب رخشان
از جام صبوح سر برآرید
ای شب شمران اگر شمارست
باری شب زلف او شمارید
زخمی که زدست وانمایید
گر پنجه شیر را شکارید
در خواب شوید ای ملولان
وین خلوت را به ما سپارید
میآید آن نگار امشب
چون منتظران آن نگارید
زان روی که شمس دین تبریز
داند که شما در انتظارید
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.