0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:12 AM

هر سینه که سیمبر ندارد

شخصی باشد که سر ندارد

وان کس که ز دام عشق دورست

مرغی باشد که پر ندارد

او را چه خبر بود ز عالم

کز باخبران خبر ندارد

او صید شود به تیر غمزه

کز عشق سر سپر ندارد

آن را که دلیر نیست در راه

خود پنداری جگر ندارد

در راه فکنده‌است دری

جز او که فکند برندارد

آن کس که نگشت گرد آن در

بس بی‌گهرست و فر ندارد

وقت سحرست هین بخسبید

زیرا شب ما سحر ندارد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها