0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:12 AM

گرمابه دهر جان فزا بود

زیرا که در او پری ما بود

مر پریان را ز حیرت او

هر گوشه مقال و ماجرا بود

عقلست چراغ ماجراها

آن جا هش و عقل از کجا بود

در صرصر عشق عقل پشه‌ست

آن جا چه مجال عقل‌ها بود

از احمد پا کشید جبریل

از سدره سفر چو ماورا بود

گفتا که بسوزم ار بیایم

کان سو همه عشق بد ولا بود

تعظیم و مواصلت دو ضدند

در فسحت وصل آن هبا بود

آن جا لیلی شدست مجنون

زیرا که جنون هزار تا بود

آن جا حسنی نقاب بگشود

پیراهن حسن‌ها قبا بود

یوسف در عشق بد زلیخا

نی زهره و چنگ و نی نوا بود

وان نافخ صور مانده بی‌روح

کان جا جز روح دوست لا بود

در بحر گریخت این مقالات

زیرا هنگام آشنا بود

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها