0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:11 AM

ای کز تو همه جفا وفا شد

آن عهد و وفای تو کجا شد

با روی تو سور شد عزاها

بی روی تو سورها عزا شد

شد بی‌قدمت سرا خرابه

باز از تو خرابه‌ها سرا شد

از دعوت تو فنا شود هست

وز هجر تو هست‌ها فنا شد

ای کشته مرا به جرم آنک

از من راضی به جان چرا شد

آن تخم عطای تست در جان

کو را کف دست باسخا شد

اعنات مهیجست جان را

ور نی ز چه روی جان گدا شد

گر عاشق داد نیست جودت

پس جان ز چه عاشق دعا شد

زد پرتو ساقییت بر ابر

کز عکس تو ابرها سقا شد

زد عکس صبوری تو بر کوه

تسکین زمین و متکا شد

زد عکس بلندی تو بر چرخ

معنی تو صورت سما شد

از حسن تو خاک هم خبر یافت

شد یوسف خوب و دلربا شد

از گفت بدار چنگ کز وی

بی گفت تو فهم بانوا شد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها