0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:09 AM

رجب بیرون شد و شعبان درآمد

برون شد جان ز تن جانان درآمد

دم جهل و دم غفلت برون شد

دم عشق و دم غفران درآمد

بروید دل گل و نسرین و ریحان

چو از ابر کرم باران درآمد

دهان جمله غمگینان بخندد

بدین قندی که در دندان درآمد

چو خورشید آدمی زربفت پوشد

چو آن مه روی زرافشان درآمد

بزن دست و بگو ای مطرب عشق

که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

اگر دی رفت باقی باد امروز

وگر عمر بشد عثمان درآمد

همه عمر گذشته بازآید

چو این اقبال جاویدان درآمد

چو در کشتی نوحی مست خفته

چه غم داری اگر طوفان درآمد

منور شد چو گردون خاک تبریز

چو شمس الدین در آن میدان درآمد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها