0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:04 AM

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته

ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست

یا دام بشد از کف و از صید جدایید

امروز شما هیزم آن آتش خویشید

یا آتشتان مرد شما نور خدایید

آن باد وبا گشت شما را فسرانید

یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

در هر سخن از جان شما هست جوابی

هر چند دهان را به جوابی نگشایید

در هاون ایام چه درها که شکستید

آن سرمه دیدست بسایید بسایید

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید

این زادن ثانیست بزایید بزایید

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار

پیدا شود آن روز که روبند گشایید

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز

والله که شما خاصبک روز سزایید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها