0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  11:36 PM

به جان تو که سوگند عظیمست

که جانم بی‌تو دربند عظیمست

اگر چه خضر سیرآب حیاتست

به لعلت آرزومند عظیمست

سخن‌ها دارم از تو با تو بسیار

ولی خاموشیم پند عظیمست

هر آن کز بیم تو خاموش باشد

اگر چه خر خردمند عظیمست

هر آن کس کو هنر را ترک گوید

ز بهر تو هنرمند عظیمست

فکندم خویش را چون سایه پیشت

فکندن پیشت افکند عظیمست

که بغداد تو را داد بزرگست

سمرقند تو را قند عظیمست

حریصم کرد طمع داد قندت

اگر چه بنده خرسند عظیمست

بریدستی مرا از خویش و پیوند

که دل را با تو پیوند عظیمست

خمش کن همچو عشق ای زاده عشق

اگر چه گفت فرزند عظیمست

رکاب شمس تبریزی گرفتم

که زین شمس زرکند عظیمست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها