پاسخ به:غزلیات مولوی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395 9:58 PM
دل بر ما شدست دلبر ما
گل ما بیحدست و شکر ما
ما همیشه میان گلشکریم
زان دل ما قویست در بر ما
زهره دارد حوادث طبعی
که بگردد بگرد لشکر ما
ما به پر میپریم سوی فلک
زانک عرشیست اصل جوهر ما
ساکنان فلک بخور کنند
از صفات خوش معنبر ما
همه نسرین و ارغوان و گلست
بر زمین شاهراه کشور ما
نه بخندد نه بشکفد عالم
بی نسیم دم منور ما
ذرههای هوا پذیرد روح
از دم عشق روح پرور ما
گوشها گشتهاند محرم غیب
از زبان و دل سخنور ما
شمس تبریز ابرسوز شدست
سایهاش کم مباد از سر ما
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.