0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  9:56 PM

لعل لبش داد کنون مر مرا

آنچ تو را لعل کند مر مرا

گلبن خندان به دل و جان بگفت

برگ منت هست به گلشن برآ

گر نخریدست جهان را ز غم

مژده چرا داد خدا کاشتری

در بن خانه‌ست جهان تنگ و منگ

زود برآیید به بام سرا

صورت اقبال شکرریز گفت

شکر چو کم نیست شکایت چرا

ساغر بر دست خرامان رسید

فخر من و فخر همه ماورا

جام مباح آمد هین نوش کن

با زره از غابر و از ماجرا

ساغر اول چو دود بر سرت

سجده کند عقل جنون تو را

فاش مکن فاش تو اسرار عرش

در سخنی زاده ز تحت الثری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها