0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  9:55 PM

بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا

که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا

هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک

چو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا

به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین

چنین بود چو دهد شاه خسروان حلوا

پیاپی از سوی مطبخ رسول می‌آید

که پخته‌اند ملایک بر آسمان حلوا

به آبریز برد چونک خورد حلوا تن

به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا

به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد به سر

که تا چو کفچه دهان پر کنی از آن حلوا

دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه

کرم بود که ببخشد به تای نان حلوا

خموش باش که گر حق نگویدش که بده

چه جای نان ندهد هم به صد سنان حلوا

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها