0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395  12:46 AM

رفیق مهربان و یار همدم

همه کس دوست می‌دارند و من هم

نظر با نیکوان رسمیست معهود

نه این بدعت من آوردم به عالم

تو گر دعوی کنی پرهیزگاری

مصدق دارمت والله اعلم

و گر گویی که میل خاطرم نیست

من این دعوی نمی‌دارم مسلم

حدیث عشق اگر گویی گناهست

گناه اول ز حوا بود و آدم

گرفتار کمند ماه رویان

نه از مدحش خبر باشد نه از ذم

چو دست مهربان بر سینه ریش

به گیتی در ندارم هیچ مرهم

بگردان ساقیا جام لبالب

بیاموز از فلک دور دمادم

اگر دانی که دنیا غم نیرزد

به روی دوستان خوش باش و خرم

غنیمت دان اگر دانی که هر روز

ز عمر مانده روزی می‌شود کم

منه دل بر سرای عمر سعدی

که بنیادش نه بنیادیست محکم

برو شادی کن ای یار دل افروز

چو خاکت می‌خورد چندین مخور غم

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها