0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  4:08 PM

عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود

مجنون از آستانه لیلی کجا رود

گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست

بسیار سر که در سر مهر و وفا رود

ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست

قارون اگر به خیل تو آید گدا رود

مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست

چون می‌رود ز پیش تو چشم از قفا رود

حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی

کاین پای لایقست که بر چشم ما رود

در هیچ موقفم سر گفت و شنید نیست

الا در آن مقام که ذکر شما رود

ای هوشیار اگر به سر مست بگذری

عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود

ما چون نشانه پای به گل در بمانده‌ایم

خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود

ای آشنای کوی محبت صبور باش

بیداد نیکوان همه بر آشنا رود

سعدی به در نمی‌کنی از سر هوای دوست

در پات لازمست که خار جفا رود

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها