0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  3:21 PM

آفرین خدای بر جانت

که چه شیرین لبست و دندانت

هر که را گم شدست یوسف دل

گو ببین در چه زنخدانت

فتنه در پارس بر نمی‌خیزد

مگر از چشم‌های فتانت

سرو اگر نیز آمدی و شدی

نرسیدی بگرد جولانت

شب تو روز دیگران باشد

کآفتابست در شبستانت

تا کی ای بوستان روحانی

گله از دست بوستانبانت

بلبلانیم یک نفس بگذار

تا بنالیم در گلستانت

گر هزارم جفا و جور کنی

دوست دارم هزار چندانت

آزمودیم زور بازوی صبر

و آبگینست پیش سندانت

تو وفا گر کنی و گر نکنی

ما به آخر بریم پیمانت

مژده از من ستان به شادی وصل

گر بمیرم به درد هجرانت

سعدیا زنده عارفی باشی

گر برآید در این طلب جانت

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها