0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  3:14 PM

جان ندارد هر که جانانیش نیست

تنگ عیشست آن که بستانیش نیست

هر که را صورت نبندد سر عشق

صورتی دارد ولی جانیش نیست

گر دلی داری به دلبندی بده

ضایع آن کشور که سلطانیش نیست

کامران آن دل که محبوبیش هست

نیکبخت آن سر که سامانیش نیست

چشم نابینا زمین و آسمان

زان نمی‌بیند که انسانیش نیست

عارفان درویش صاحب درد را

پادشا خوانند گر نانیش نیست

ماجرای عقل پرسیدم ز عشق

گفت معزولست و فرمانیش نیست

درد عشق از تندرستی خوشترست

گر چه بیش از صبر درمانیش نیست

هر که را با ماه رویی سرخوشست

دولتی دارد که پایانیش نیست

خانه زندانست و تنهایی ضلال

هر که چون سعدی گلستانیش نیست

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها