0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  3:04 PM

بخت جوان دارد آن که با تو قرینست

پیر نگردد که در بهشت برینست

دیگر از آن جانبم نماز نباشد

گر تو اشارت کنی که قبله چنینست

آینه‌ای پیش آفتاب نهادست

بر در آن خیمه یا شعاع جبینست

گر همه عالم ز لوح فکر بشویند

عشق نخواهد شدن که نقش نگینست

گوشه گرفتم ز خلق و فایده‌ای نیست

گوشه چشمت بلای گوشه نشینست

تا نه تصور کنی که بی تو صبوریم

گر نفسی می‌زنیم بازپسینست

حسن تو هر جا که طبل عشق فروکوفت

بانگ برآمد که غارت دل و دینست

سیم و زرم گو مباش و دنیی و اسباب

روی تو بینم که ملک روی زمینست

عاشق صادق به زخم دوست نمیرد

زهر مذابم بده که ماء معینست

سعدی از این پس که راه پیش تو دانست

گر ره دیگر رود ضلال مبینست

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها