0

غزلیات سعدی

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:غزلیات سعدی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395  2:58 PM

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرامست

ای مجلسیان راه خرابات کدامست

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست

برخیز که در سایه سروی بنشینیم

کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست

دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست

وان خال بناگوش مگر دانه دامست

با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت

گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست

با محتسب شهر بگویید که زنهار

در مجلس ما سنگ مینداز که جامست

غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت

تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست

دردا که بپختیم در این سوز نهانی

وان را خبر از آتش ما نیست که خامست

سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان

چون در نظر دوست نشینی همه کامست

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها