غزل شمارهٔ ۹۰
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 3:41 PM
کعبهٔ وصل تو پناه منست
طاق ابروت قبله گاه منست
چشم فتان مست خونریزت
خود زبیداد خود پناه منست
خود ره لشگر غمت دادم
غارت خان و مان گناه منست
بنگاهی اگر خراب شدم
چشم مست تو عذرخواه منست
شد دلم خون زروی گلگونت
اشک خونین من گواه من است
روی و راه دگر نمیدانم
لطف و قهر روی و راه منست
فیض روز تو هم تیره از آنست
بخت من هم سیه ز آه منست
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.