0

همسرداری

 
fatemehza
fatemehza
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1393 
تعداد پست ها : 3415
محل سکونت : اصفهان

همسرداری
دوشنبه 6 اردیبهشت 1395  10:26 AM

 

همسرداری
 

سوال – در رساله ی حقوق امام سجاد (ع) در مورد حق شکم صحبت بفرمایید .

پاسخ – حضرت فرمودند : مراقب باش که شکمت را ظرف کم یا زیاد از حرام قرار ندهی و حلال را هم مراقب باش و اندازه نگه دار . احتمال دارد که زیاد خوردن تو را به بی مروتی برساند . مواظب باش آن میزان که حلال هم هست و می خوری تو را به شکم بارگی نرساند یعنی همه ی هَمّ تو شکمت نباشد . روایتی داریم که روزگاری می رسد که همت مردم شکم شان می شود . وفقط برای آنها زن مهم است . یعنی شب که خانه می آیند از این کانال به این کانال می زنند تا ببینند کدام شبکه خانم های زیباتری می رقصند آن شبکه را ببینند . بعضی از خانواده ها گرفتار چنین بیماریهایی هستند . می فرماید : اگر این جور شد ، جوانمردیت را از تو می گیرد . میزان و کیفیت غذا بر جوانمردی انسان اثر می گذارد . مغازه داری چند روز به مغازه نیامد و شاگرد پرسید استاد چر به مغازه نمی آیی ؟ گفت : حال ندارم . شاگرد گفت : حالت که خوب است . گفت : چند روزی به مغازه نیامده ام که مغازه ی آن طرفی فروش بکند . دیدم که آن مغازه چند روزی کاسبی خوبی نداشته ، بخاطر این نیامده ام . این خیلی جوانمردی و فتوت می خواهد . امروزه طرف اجناس ضرر دار هم می آورد برای اینکه مشتری رد نشود و در مغازه ی دیگر نرود. قدیم خود مغازه دار دو تا جنس نمی آورد تا طرف به در مغازه ی آن طرفی برود و از آنجا خرید کند . می توانست آن جنس را بیاورد و سود خوبی هم داشت ولی این کار را نکرد . حاج مرشد چلویی درمغازه اش نوشته بود که نسیه می دهیم حتی به شما . امروز است که هیچ کس این کار را نمی کند و می نویسد نسیه نمی دهیم حتی به شما . عکسی هم می گذارند که عاقبت نقد فروشی و نسیه فروشی را نشان می داد . کسی که نسیه می دهد شکی نیست که یک عده جنس می برند و پولش را نمی آورند . اما عده ی زیادی هم دعا گو می شوند . و گره ای از زندگی شان باز می شود . هر عملی پیش نیازش فکر است . اول فکر یک کار به مغز ما می رسد و بعد می گوییم که یک فکر بکری دارم . این فکر از کجا می آید ؟ فکر خوب زمینه می خواهد . امام سجاد (ع) می فرماید : طبیب معنوی انسانها ، فکر خوب زمینه اش غذای مناسب است . در غذای حلال هم باید مراعات بکنیم . اگر میهمانی رفتیم و غذای خوشمره ای جلوی ما نگذاشتند پشت سرشان غیبت نکنیم . ما ایرانیان می گوییم که کسی برای غذا جایی نمی رود ، روی باز مهم است . اما عملا می گوییم که دیدی چه پذیرایی کردند . آنها که با روی باز از شما پذیرایی کردند و شما را هم تا در حیاط مشایعت کردند ولی دستشان تنگ بود . گاهی بچه ها خانه ی خاله شان نمی روند و می گویند که غذایش بدمزه است . شما بگویید که اشکالی ندارد بجایش خاله تان خوشحال می شود ، دلش باز می شود وقتی شما را می بیند و دستش تنگ است . حالا ما آنجایی که خوب از ما پذیرایی می کنند می رویم . پس معلوم می شود که ما شکم باره هستیم . می فرماید : وقتی انسان عطش زیادی برای خوردن و نوشیدن دارد ، خودش را نگه دارد . مثل زمان افطار که انسان 15 ساعت چیزی نخورده و می خواهد کل سفره را بخورد . آنجا ما باید با حساب و کتاب غذا بخوریم . می فرماید : وقتی آنقدر خورده ای که حالت شکم درد گرفته ای و سنگین می شوی ، این سنگینی برای تو کسالت می آورد و این کسالت تو را از هرکار خوب و کرامتی باز می دارد . فرض کنید انسان می خواهد بلند بشود و کار خوبی بکند ولی او را با زنجیر ببندند . گاهی پرخوری ، برای تو زنجیری می شود . حکایتی از سعدی می گوید : یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی فرستاد . سالی در دیار عرب بود . کسی پیش او تجربه نیاورد و معالجه از وی نخواست . پیش پیامبر آمد و گله کرد که بنده را برای معالجت اصحاب فرستاده اند و در این مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است بجای آورد .رسول گفت :این طائفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقی بود دست از طعام بدارند . طبیب گفت :این است موجب تندرستی . زمین ببوسید و برفت . سعدی می گوید : سخن آنگه کند حکیم آغاز سرانگشت رو به لقمه دراز ، کزناگفتنش خلل زاید یا زناخوردنش بجان آید . می گوید طعام مثل سخن است . انسان حکیم وقتی زبان را به حرف زدن باز می کند که اگر حرف نزند یک مشکلی پیش می آید .پرگویی مثل پرخوری است . همان جور که پرخوری کسالت می آورد ، پُرگویی هم انسان را بیچاره می کند زیرا از پرگویی غیبت ، تهمت ،سخن چینی و ... می آید . کم گویی این چنین نیست . لاجرم حکمتش بود گفتار خوردنش تندرستی آرد ببار . می فرماید : نوشابه ای که انسان را به مستی بکشاند نخور زیرا مست کننده است ، تو را خوار می کند و تو را به نادانی می برد و جوانمردی را از تو می گیرد . اینجا نمی دانیم که حضرت همین شراب را می گوید که نخور یا همین نوشابه های معمولی را می گوید که اگر زیاد بخوری تو را به نوعی مستی در خوردن می کشاند . گاهی سر سفره چند جور نوشابه است . نوشابه ی گازدار و بی گاز ، دوغ ، دلستر . ما انسانها هم که تنوع طلب هستیم و می گوییم که از هر کدام یک لیوان می خوریم .می گوید آن نوشابه هایی که تو را به مستی سیراب شدن می کشاند . حضرت علی (ع) می فرماید : مستی فقط در خوردن نیست ، مستی در جوانی ، غرور ، قدرت ، ثروت و زیبایی هم هست . اگر انسان شراب خورد خوار و خفیف می شود . در اینجا دوتا نکته ی کلی هست . یکی اینکه خوردن باید تو را به سمت سلامتی ببرد . خدا خوردن را برای سلامت شما گذاشته است ، شما این را به ضرر و زیان تبدیل نکن . یکی ضرر معنوی است مثل غذای حرام . ممکن است انسان غذای حرام را به اندازه بخورد ، این حرام است . یکی هم ضرر پرخوری است . انسانها الان یا حرام خواری می کنند یا پرخوری می کنند .درست مثل دکتری است که می داند علت مریضی چیست دیگر لازم به آزمایش ، سی تی اسکن و سونوگرافی نیست . این پزشک (امام سجاد ) این را از جد بزرگوارش به یادگار گرفته است که چگونه مشکل ما را بفهمد و ما را درمان کند .

سوال – همه از بدی های همسر من می گویند . و من را از زندگی کردن با اوناامید می کنند. اما من نمی خواهم که زندگی ام بهم بخورد . بعضی وقتها هم حق با آنهاست . همسر من بدی هایی هم دارد . البته همسر من انتخاب پدر و مادرم بوده است نه من ولی من برای او دعا می کنم که خداوند عقل کاملی به او بدهد . آیا دعاهای من اثری دارد یا خیر ؟

پاسخ – من به این بانو بخاطر این همه صبر و حوصله و بردباری تبریک می گویم . در روزگار ما این خانم نایاب و کمیاب است . الان همین که کسی فهمید که همسر من مشکلی دارد و من هم فهمیدم ، اولین چیزی که خانم به یادش می افتد طلاق و رفتن خانه ی مادرش است . تازه این خانم می گوید که این همسر تحمیلی است و خانم خودش او را انتخاب نکرده است . خودش عاشق نشده که پایش بسوزد و بسازد . این خانم به احترام انتخاب پدر و مادرش و بخاطر اینکه آنها ناراحت و خجل نشوند چیزی نمی گوید . این خانم فرشته است . پیامبر در بیانی فرمودند که چنین زنانی فرشته هستند . این خانم مطمئن باشند که این دعاها موثر است . البته در کنار دعا گاهی با محبت با همسرش صحبت کند یا برای او بنویسد که تو این خوبی ها را داری ، ای کاش اینجا این کار را هم بکنی . اربابی خدمتکار زیرک و فهمیمی داشت و وقتی خدمتکار کارها را انجام می داد می گفت که قربان کار انجام شد . نمی گفت که من انجام دادم . این دعا در کنار این صبوری ، درکنار این تذکر ، سه ضلع یک مثلثی است که حتما این زندگی را به شیرینی خواهد کشاند. اقوام و فامیل در خانواده وظیفه ندارند که بدی همسران و فرزندان را به رخ همدیگر بکشند اگر همدیگر را دوست دارند. مگر اینکه برای مداوا بگوییم آن هم با یک بیان لطیف که خود طرف می فهمد منظور ما حسودی و بدی گفتن طرف نیست . انگیزه ی گفتن مهم است . اگر زندگی بهم بخورد شما در آنجا مسئول هستی . در اسلام یکی از سه موردی که دروغ جایز است ، دروغ گفتن برای اینکه بین زن و مردی آشتی برقرار کنیم .

سوال – من اهل تقلب در امتحانات هستم ، آن هم در حد تیم ملی . خواستم حرفی بزنید که من دست از اینکارم بردارم .

پاسخ – این تیم ملی را من اصلاح کنم . منظورش این نیست که تیم ملی ما تقلب می کنند . این اصطلاحی است که جوانان می گویند و بیشتر برای جنبه ی مثبت می گویند . مثلا می گویند که فلانی پسر خوبی است در حد تیم ملی . گاهی هم برای عظمت و بزرگی بکار می برند . اولا این انسان بداند که بعدا در زندگی اش با انسانهایی مواجه خواهد شد که از او متقلب تر هستند و کلاه سرش خواهند گذاشت . داستان خدا داستان آن حبوبات فروشی است که هر کس می آمد یک نمونه می آورد و فروشنده یک کیسه به او می داد . وقتی خدا می بیند که من یک مشت تقلب برده ام آن موقع گونی گونی تقلب سرم می آید . همسری که می گیرد در زندگی با او تقلب می کند . دوستانی که در سر راهش قرار می گیرند بعدها به او کلک خواهند زد . ثانیا ما در احکام داریم که اگر کسی چیزی را از راه تقلب بدست بیاورد حرام است . من الان با تقلب دیپلم یا لیسانس گرفته ام،پایان نامه ی فوق لیسانس من را یک کس دیگری نوشته و من آنجا ارائه کرده ام یا مقاله ای که برای فرد دیگری است و من بنام خودم چاب کنم و بعد از آن امتیازی گرفتم که عنوان استادیاری من دانشیاری شده است یا یک سربازی محموله ی قاچاقی را کشف کرده ، یک جناب سرهنگی این را به نام خودش گزارش داده است ، آن وقت آن پولی که من از این لیسانس با تقلب ، دکترا با تقلب و پاداش کشف محموله تقلبی می گیرم حرام است . گر حکم کنند که مست گیرند در شهر هرآنکه هست گیرند. باید مراقب باشیم . حالا اگر کسی تقلب کرده می تواند یکی اینکه از آن کار توبه کند و دیگر اینکه برای کسب آن چیزی که در آن تقلب کرده بکوشد . مثلا فردی که حالا با مدرک لیسانس استخدام شده ببیند که آن درس های مشکلی که تقلب کرده را دوباره بخواند و به خدا بگوید که من آن موقع یاد نگرفته ام ولی الان این درس ها را می خوانم تا یاد بگیرم . حالا اگر حقی ضایع شده باید صاحب حق را راضی کرد . گناهان را به لازم و متعددی تقسیم بندی کرده اند . خدا گناهان لازم را براحتی می بخشد ولی گناهان متعددی را براحتی نمی بخشد و آن موقع کار بر ما سخت می شود . حداقل اگر گناه می کنیم ، گناهان متعدی نکنیم .

سوال – سوره یونس آیات 25-21 را توضیح بدهید .

پاسخ – در آیه 24 خدا داستان زندگی دنیا را برای ما می گوید. می فرماید : داستان زندگی شما مثل بارانی است که اواخر زمستان و بهار می فرستیم و زمین ها سرسبز می شوند . درختها شکوفه می دهند و بعد میوه های رنگارنگ می دهند و بلبلان در باغ نغمه سرایی می کنند ، صاحب این باغ می گویند که کار ما تمام شده و به سلامت بسرمی بریم ناگهان باد خزان می وزد و همه این سرسبزی را می برد و مثل اینکه دیروز اصلا چنین سرسبزی نبوده است . ای انسانها یادتان باشد که گول ظاهررا نخورید . باد خزان در راه است واین پایدار نیست . بقول خواجه : رهزن دهر نخفته ست مشو ایمن از او ، وگر امروز نبردست فردا ببرد . ما باید از این آیات درس بگیرم و مغرور لحظات خوش خودمان نشویم .

سوال – مادر من یکی از افرادی است که همیشه برنامه ی شما را می بیند .از وقتی که یادم می آید پدر و مادر من یکبار هم عاشقانه با یکدیگر صحبت نکرده اند . از وقتی که من یادم می آید این دو اصلا با هم صحبتی نکرده اند و دائما در جنگ و درگیری بوده اند . سر کوچکترین مسئله چنان بلوایی بپا می کردند و حریم یکدیگر را می شکستند. هیچ وقت دوست نداشتم که درباره ی آنها قضاوت بکنم زیرا خدا فرموده به پدر و مادر احترام بگذارید . هر دوی آنها اهل نماز و روزه هستند و اهل حلال و حرام هستند و همه را خوب رعایت می کنند اما نمی دانم چرا نمی توانند با یکدیگر کنار بیایند . ما خواهر و برادرها هیچ وقت ریشه وعلت این اختلافات آنها را نفهمیدیم . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – این نامه ها واقعا انسان را ناراحت می کند . یک کانونی که می تواند گرم باشد ما انسانها آن را این جور سرد و بی روح می کنیم . و روزی فرا می سد که همین را به ما می دهند . الدنیا مزرعة الاخرة .اگر در این مزرعه شادی کاشتی ، تخم مهر و وفا با همسرت کاشتی ، آن وقت در بهشت به تو و همسرت محبت می کنند . حافظ می گوید : تخم وفا و مهر در این کهنه کشتزار ، آنگه دهد ثمر که بود موسم درو . اگر تو بذرگذشت کاشتی ، آنجا خدا از سر تقصیرات تو می گذرد. اگر سر کوچکترین چیز گیردادی ، خدا هم سر کوچکترین چیز گیر می دهد . می گوید که اگر تو گذشتی من گذشت کنم . اگر تو سکوت کردی من سکوت کنم . اگر فریاد کشیدی من هم فریاد می کشم مخصوصا فریادهایی که متعددی است . یک وقت من در خلوت خودم فریاد می کشم و کسی نمی فهمد ولی وقتی تو پیش بچه ها فریاد می کشی و این دختر را که مثل گل است پرپر می کنی و فردا سر زندگی خودش هم همین می آید چون در خانه محبتی ندیده است . کهنه ابری که بود زآب تهی ، کی تواند که کند آب دهی . ما نمی توانیم به خدا بگوییم که خنده ی من نمی آمد و نمی شد . زیرا خدا می گوید که چطور با دوستانت می شد که بخندی ؟ تو که می توانستی در بیرون خرج کنی چرا در خانه خرج نکردی ؟ پس می توانستی . کسی که دست ندارد به او نمی گویند وضو بگیر زیرا دستی ندارد . چرا ما ناشکر و ناسپاس هستیم و قدر نعمتهایی که داریم نمی دانیم . مثلا اگر مردی 60 سال دارد و سالم است ولی یکدفعه بیماری قلبی گرفته و دکتر گفته که باید عمل بکنی . باید خودش را بدست دکتر و جراح بسپارد . شما 60 سال بداخلاق بوده ای و دیده ای که بداخلاقی چقدر بد است .تصمیم بگیر که خوش اخلاق بشوی . فرض کن که کارد و چاقوی جراحی شما را خوش اخلاق کرده است . اینکه من همین هستم ، دیگر عوض نمی شوم ، از من گذشته ، اینها وسوسه های شیطان است . یحیبون ان یتطهرون . خدا می فرماید که افراد مومن پاکیزگان را دوست دارند . ما اصلا خوش اخلاقی را دوست نداریم و می خواهیم از آن فرار کنیم . اگر بگوییم که خوش اخلاقی را هم دوست داریم دروغ گفته ایم . مثلا سر یک سفره ای چند نوع غذا گذاشته اند و غذایی که من خیلی دوست دارم دوراز دست من است . بالاخره آنقدر نگاه می کنم و می گویم که آن را کمی جلو بیاورید و بعد حرکت می کنم و غذا را برمی دام .پس وقتی دوست دارم حرکت می کنم . معلوم است که من دوست ندارم اگر دوست داشتم جنبشی می کردم . پیامبر می فرماید : روز قیامت هیچ عملی به اندازه ی خوش اخلاقی و خوش رویی کفه ی اعمال خوب را سنگین نمی کند . اگر درآن روز دیدیم که کفه ی اعمال مان سنگین شده ، بدانید که بخاطر خوش رویی ، خوش اخلاقی و صبوری است که در دنیا بخرج داده ایم .

سوال – این قدر به خانمها نگویید که به خودتان برسید که شوهرانتان به دنبال کسی نیفتند ، مردها دارند از این مسئله سوء استفاده می کنند .شما به مردها بگویید که دنبال دل تان نیفتید وبه زن و زندگی تان وفادار باشید . راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – خوب به خودتان نرسید .یک قیافه ی ژولیده و یک دهان با بوی نامطبوع داشته باشید ،ببینید که مردتان خوب می شود . تازه این همه به خودتان می رسید ، مردها این جوری هستند ، اگر نرسید چه می شود ؟ بقول آقای رنجبر وقتی می خواهی تاب بخوری دو تا طناب دارد ،باید هر دو طناب را بگیری تا بتوانی تاب بخوری . زندگی مثل تاب است . اگر بخواهیم در زندگی خوب تاب بخوریم هم زن باید به خودش برسد تا پیش مردش چشم پُرکن و چشم نواز باشد و بتواند دلبری بکند . و هم مرد باید هرزگی نداشته باشد و دلش پیش زن و بچه اش باشد . ولی اینها مجوز برای آقایان و خانمها نمی شود . پیامبر فرمود: وقتی زن می خواهد به اتاق خوابش برود چگونه برود ؟ چرا پیامبر که باید از چیزهای آسمانی بگوید از چیزهای زمینی می گوید ؟ امام صادق (ع) و پیامبر دستور زندگی داده اند که دهان مرد و زن چگونه باشد و چگونه همدیگر را ببوسند . چگونه بهم نگاه کنند . پیامبر می فرماید : به مرد اجر وپاداش می دهند وقتی که سر سفره ، دهان همسرت لقمه بگذاری . بچه ها ببینند که این زن و مرد چقدر با هم مهربان هستند و چقدر بهم احترام می گذارند .

سوال – من لیسانس حقوق دارم .سربازی نرفته ام و بخاطر ترس از خدا ازدواج کرده ام . با اینکه فقر مالی داشتم مورد قبول خانواده ی دختر قرار گرفتم ولی مورد شماتت فامیل قرار گرفته ام . نظر شما در مورد کار من چیست ؟

پاسخ – شما کار بزرگی کرده اید . گوش به حرف کسی نده . مردم هرچه می خواهند بگویند . باید یک یا علی گفت و حرکت کرد . باید از جایی شروع کرد . در ضمن همین کسانی که شما را شماتت می کنند ، از آنها بپرسید که شما اول ازدواج چه داشتید ؟ بعد از ازدواج خدا به برکت این زن به شما همه چیز می دهد . من وقتی ازدواج می کردم هیچی نداشتم ، حتی پدر و مادرم هم هیچی نداشتم ولی امروز به برکت زن و فرزند خدا به من امکانات داده است و مهمتر از آن اعتبارات داده است . کسانی که این حرف را می زنند یعنی دارند به خدا توهین می کنند. قرآن می فرماید: تو به وعده های من ایمان بیاور من به تو کمک می کنم منتها کمی صبر کن . روزگار شهد و شکر هم می رسد. مثل یوسف که چاه و زندان را تحمل کرد و بالاخره عزیز مصر شد . آقایی که مدیر عامل بانک مهمی است این خاطره را می گفت . اوایل حدود 30 سال قبل که تازه سرکار رفته بودم خیلی کار می کردم وحتی بعضی شبها در بانک می خوابیدم . یک کارمندی به من گفت با این خرحمالی هایی که می کنی ، می خواهی کجا را بگیری ؟ گفتم می خواهم روزی رئیس تو بشوم. گفت : خوابش را ببینی . گذشت و روزی من برای سرکشی به بانکی رفت و آن آقا هنوز کارمند جزئی بود .من را دید و تعظیم کرد و گفت که شما از روز اول هم خیلی پرکار بودید . این نیست که تلاش بی ثمر بماند . خدا اجر محسنین را ضایع نمی کند . ما در بعضی از کارها یکسره فرنگی ، غربی و اروپایی می شویم اما چیزهای خوبشان را یاد نمی گیریم . امام در وصیت نامه الهی سیاسی خودشان می فرمایند که ما نمی گوییم همه چیز غرب بد است . چیزهای خوبشان را یاد بگیرید . در داستان ازدواج دختر و پسر که همدیگر را دوست دارند و هیچ چیزی هم ندارند ،با هم ازدواج می کنند و با هم زندگی را می سازند . امام کسانی را که عقد میکرد به آنها می فرمود : بروید با هم بسازید . یک معنایش این است که با هم بسازید . زندگی ساخته شده نیست . زندگی یک زمینی است که به شما می دهند که در آن ساختمان بسازید منتها با هم بسازید یکی بنا بشود و یکی آجر بدهد


 

 

 

تشکرات از این پست
borkhar
دسترسی سریع به انجمن ها