پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395 3:36 PM
یک شب ای سینه سرخ مهاجر، از زمین تا خدا پر کشیدی
جستی از دام این جسم خاکی، تا به قاف لقا پر کشیدی
مثل آلاله ها بودی آن شب، پیکر زخمی ات لاله گون بود
جای جای تنت زخم و خون بود، وقتی از پیش ما پر کشیدی
تو پریدی و من خسته بودم، کاش از این دامگه جسته بدوم
با تو عهد خطر بسته بودم، خواندی ام بی فا پر کشیدی
تو اسیر قفس ها نبودی، پای بند نفس ها نبودی
آن زمان که قفس را شکستی، ناگهان بی صدا پر کشیدی
ای همان سبکبال عاشق، ای هَزار گلستان و گلشن
از چه با من نگفتی که از من، دل بریدی، کجا پر کشیدی
مست یک جرعه مستانه رفتی، از کدامین سبو باده خوردی
جان به جان آفرین چون سپردی، گشتی از تن رها پر کشیدی
از فلق تا شفق گشتی عاشق، از ثری تا ثریا جهیدی
از منا تا بقا رفتی آن شب، از زمین تا خدا پر کشیدی