0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:14 AM

خیابان، دوربین و آب و قرآن... اولین برداشت

کسی در صحنه خم شد، ساک خود را از زمین برداشت

تریبون‌ها ـ پر از احساس ـ رفتن را هجی کردند

تمام شهر را آوازهای آتشین برداشت

بیا «ای لشگر صاحب زمان آماده باش» اکنون

وطن یا دین؟ برای هر دو باید تیغ کین برداشت

در این‌جا ـ صحنه‌ی دوم ـ غبار و خون و باروت است

کلاش کهنه را بازی‌گر ما با یقین برداشت

دل‌اش در بند بود و ... بند پوتین خودش را بست

قدم‌های خودش را عاشقانه تا کمین برداشت

ـ شروع جلوه‌ی ویژه‌ ـ شب و مین، کاوش و ... می‌ریخت

اناری دانه‌دانه خون خود را روی این برداشت

اناری دانه‌دانه بسته شد، مردی کبوتر شد

ولی در پشت‌ جبهه مادری تا خورد، چین برداشت

... و روی شانه‌ی مردم، سبک‌تر می‌وزید از باد

مکعب، خالی‌خالی، خیابان، واپسین برداشت!

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها