0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:11 AM

عاقد دوباره گفت وکیلم ...پدر نبود

ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود

گفتند رفته گل...نه ! گلی گم، دلش گرفت

یعنی که از اجازه ی بابا خبر نبود

هجده بهار منتظرش بود و برنگشت

آن فصل های سرد که بی درد سر نبود

ای کاش نامه یا خبری عطر چفیه ای

رویای دخترانه ی او بیشتر نبود

عکس پدر مقابل آیینه شمعدان

آن روز دور سفره جز چشم تر نبود

عاقد دوباره گفت: وکیلم؟ دلش شکست

یعنی به قاب عکس امید دگر نبود

او گفت با اجازه ی بابا...بله ...بله

مردی که غیر آینه ای شعله ور نبود

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها