0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:09 AM

شهدا و دفاع مقدس

 

»پس پدر کی ز جبهه می آید؟«

باز کودک ز مادرش پرسید

گفت مادر به کودکش که «بهار،

غنچه ها و شکوفه ها که رسید«

 

باز کودک ز مادرش پرسید:

»کی بهار و شکوفه می آیند؟«

گفت مادر که «هر زمان در باغ

غنچه ها لب به خنده بگشایند«

 

روز دیگر سراغ باغچه رفت

کودک ما به جست و جوی بهار

دید لب بسته است غنچه هنوز

بر لب غنچه نیست بوی بهار

 

گفت: «ای غنچه های خوب، چرا

لبتان را ز خنده می بندید؟

زودتر بشکفید و باز شوید

آی گل ها، چرا نمی خندید؟«

 

گاه با غنچه ها سخن می گفت

گاه خواهش ز غنچه ها می کرد

گاه گلبرگ غنچه ای را نرم

با سر انگشت خویش وا می کرد

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها