0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:04 AM

بسم رب مادرم زهرا(سلام الله علیها)

صلی الله علیک و علی روحک وبدنک....

سلام بر آن بدن خسته و مجروح...

سلام ...

...مادر

سوزغمهای دل پردردحیدرراكه می داند؛به جزچاه!؟
همان چاهی كه شب هامحرم رازعلی بودوشراردردهای حیدری رادردلش جاداد؛
خدایااین چه غوغاییست كاندرعالم گشته برپا؟چرامولا؟چرازهرا؟چراهیزم؟چراآتش؟چراسیلی؟رخ نیلی؟
چه شدحق ولایت؟چه شدبحث اطاعت؟چه شدامرنبی؟امرولی؟...
وای!!!
چه میبینم خدایا؟
دست حیدر؛دست مادر
یكی بسته؛آن یكی هم گشته بشكسته!
امان ازقلب كودك های دلخسته!
یكی مبهوت بنشسته ،
یكی زانوی غم كرده بغل درروبروی درنشسته،ویك دختربه یادمادرش شبیه مادرش دستی به دیوارودیگردست رابرپهلوی زخمی گزارد؛
وحالارفته زهرا و برای حیدرش ماندست چندیادگاری؛همین مسماروخون روی دیوارویكی دستاس ویك چادرخاكی...
سیداحمدابوترابی

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها