0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:56 AM

برای جانبازان موجی

 

موشک کاغذی بلند شد و  پدرم را به اشتباه انداخت

پدرم داد زد: هواپیما... بمب روی قرارگاه انداخت

پدر از روی صندلی افتاد، پا شد و گفت: "یاعلی"... افتاد

سقف با بمب اولی افتاد او به بالاسرش نگاه انداخت

تانک از روی صندلی رد شد شیشه‌ی عینکم ترک برداشت

یک نفر اسلحه به دستم داد طرفم چفیه و کلاه انداخت

خاکریز از اتاق خواب گذشت و من و او سینه‌خیز می‌رفتیم

او به جز عکس خانوادگی‌اش هر چه برداشت بین راه انداخت...

به خودم تا که آمدم دیدم پدرم روی دست‌هایم بود

یک نفر دوربین به دست آمد آخرین عکس را سیاه انداخت

موشک آرام روی تخت افتاد زنی از بین چند دست لباس

یونیفرم پلنگی او را روی ایوان جلوی ماه انداخت

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها