0

غزلیات عراقی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۰۲
پنج شنبه 2 اردیبهشت 1395  1:28 PM

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز غصه ناتوانم، با که گویم؟

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟

ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟

به عالم در، ندارم غمگساری

نمی‌دارم، ندانم با که گویم؟

ز غصه صدهزاران قصه دارم

ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟

چو مرغ نیم بسمل در غم یار

میان خون تپانم، با که گویم؟

فتاده چون بود در دام صیدی؟

ز محنت همچنانم، با که گویم؟

به کام دوستان بودم، کنون باز

به کام دشمنانم، با که گویم؟

مرا از زندگانی نیست سودی

ز هستی در زیانم، با که گویم؟

همه بیداد بر من از عراقی است

ز بودش در فغانم، با که گویم؟

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها