مشاوران حرفهای کنکور هم هیچوقت یک برنامه مطالعه واحد را برای همه مراجعان خود سفارش نمیکنند. آنها خوب میدانند که دانشآموزان با هم فرق میکنند و نمیشود برای همه آنها یک برنامه خواب و بیداری و مطالعه یکسان تعریف کرد.
اگر میبینید سلفسرویس دانشگاه یا غذاخوری محل کارتان، موقع ناهار برای همه یک نوع غذای واحد سرو میکند، این دلیل نمیشود که باور کنیم، ذائقه غذایی و میزان مطلوبیت این غذا برای همه یکسان است. شاید بعضی از مراجعان این غذاخوریها با هزار ترفند و حیله دو سینی غذا بگیرند و حتی برای شام شب هم همان ناهار را بگیرند، اما همیشه هستند کسانی که فقط برنج خالی میخورند و حتی بعضیها اصلا غذا نمیخورند و ترجیح میدهند با نان و پنیر و سبزی شکم خود را سیر کنند.
ازآنجاکه در جوامع بزرگ، امکان سرویسدهی فردی به تکتک اعضا وجود ندارد، چارهای نیست جز اینکه بسیاری از خدمات و محصولات، به شکل همگانی و قابل استفاده برای عموم، طراحی و عرضه شوند. به همین دلیل گاهی میبینیم افراد با تفاوتهای آشکار مثل نابینایان، افراد چپ دست و یا کسانی که ناتوانی حرکتی دارند، نمیتوانند از بسیاری امکانات شهری استفاده کنند! دلیلش هم این است که طراح این امکانات شهری، آنها را همگانی و عمومی طرحریزی کرده و موقع طراحی همه را به یک چشم نگاه کرده است!
این «یکساندیدن همه» و نادیدهگرفتن تفاوتها، در جاهایی که هزینه سرویسدهی فردی بالا باشد، شاید توجیه اقتصادی داشته باشد، اما اینکه بعضیها گمان کنند باید «یکسان بینی» را درکل عمر و برای تمام حوزههای زندگی تعمیم داد، این دیگر از آن «خطاهای شناختی جدی» است که میتواند عوارض بسیاری را هم برای خود فرد و هم اطرافیان او بههمراه داشته باشد. تفاوت انسانها با یکدیگر بسیار زیاد است و به همین دلیل مقایسه بین آدمها از اساس اشتباه بوده و از همه مهمتر آسیبزاست.
متاسفانه انسانهای «یکسانبین» در دنیای امروز کم نیستند. این افراد بهطرز عجیبی اصرار به یکسانبینی و مقایسهکردن آدمها با یکدیگر دارند. آنها دائم درحال سنجیدن و ارزیابی پدیدهها هستند تا حداقل شباهتی را برای مقایسه و رسیدن به نتیجه دلخواه خود پیدا کنند. آنها فقط به شرطی میتوانند با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار کنند که وجه اشتراکی بین خود و پدیدههای دنیا پیدا کنند. این افراد سعی میکنند افراد مشابه خود را از بقیه جدا کرده و تاجاییکه از دستشان برمیآید متفاوتها را بهزور هم که شده است، شبیه خود کنند! به زبان سادهتر نهتنها آنها اصرار به «یکسانبینی پدیدهها» دارند، بلکه برای «یکسانسازی متفاوتها» هم با جانودل تلاش میکنند! نتیجه تلاش همیشه شکستخورده این یکسانبینها، افزایش سطح متوسط آسیبهای عمیق روحی و ذهنی، بهخصوص در جوانهاست.
کنترل«یکسانبینها» عملا امکانپذیر نیست. آنها همهجا هستند. گاهی بهشکل پدر و مادر ظاهر میشوند، گاهی بهصورت رئیس اداره و زمانی هم درقالب معلم و مدیر و همسر خود را نشان میدهند. ابزار مورد استفاده همه آنها هم «مقایسه» است. برای رهایی از آسیب این یکسانبینها، یک راه بیشتر هم وجود ندارد و آن این است که «آنها را به حال خود رهایشان کنید و باور تفاوت انسانها را از عمق وجودتان پاک نکنید!»
اگر چنین کنید، هیچ «مقایسهای» روی شما تاثیری نخواهند گذاشت و شما میتوانید در آرامشی که از این مسیر نصیب ذهن و روانتان میشود، دنیا را آنگونه که واقعا هست، ببینید.
منبع: سهیلا ثقفی - مجله موفقیت