0

نان و پنیر شیخ بهایی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

بخش ۱۱ - باقی سخن در توحید
پنج شنبه 12 فروردین 1395  5:28 PM

می‌برد تا به خدمت ذوالمن

کش کشانش، دوشاخه در گردن

دو نهال است رسته از یک بیخ

میوه‌شان نفس و طبع را توبیخ

کرسی «لا» مثلثی است صغیر

اندر او مضمحل، جهان کبیر

هرکه رو از وجود محدث تافت

ره به کنجی از آن مثلث یافت

عقل داند، ز تنگی هر کنج

که در او نیست ما و من را گنج

«بوحنیفه» چه در معنی سفت

نوعی از باده را مثلث گفت

هست بر رای او به شرح هدی

آن مثلث، مباح و پاک ولی

این مثلث، به کیش اهل فلاح

واجب و مفترض بود نه مباح

زان مثلث، هر آنکه زد جامی

شد ز مستی، زبون هر خامی

زین مثلث، هرآنکه یک جرعه

خورد، بختش به نام زد قرعه

جرعهٔ راحتش، به جام افتاد

قرعهٔ دولتش، به نام افتاد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها