0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۴۶۲
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:53 AM

ایا گرفته مه وآفتاب نور از تو

بمرگ حالم نزدیک گشت دور از تو

زدیده ودل من ای همه بتو نگران

مپوش رو که دل و دیده راست نور از تو

بهشت بی تو مرا دوزخیست، از برمن

مرو که خانه بهشتیست پر ز حور ازتو

چو می روی همه در ماتمند عشاقت

بیا که ماتم عشاق هست سور ازتو

زفرقت تو ندانم که حال من چه شود

نه مایلی تو بمن نی منم صبور ازتو

اگرچه در طلب از ما فتورها باشد

تو منعمی نبود در عطا فتور ازتو

زحزن گر طرف دیگری بود هرگز

چه غمخورد چو دلی را بود سرور ازتو

بنفس مرده عشق تواند زنده دلان

بجان حیات پذیرند در قبور ازتو

بلطف خود مددش کن که سیف قرغانی

همی خوهد مدد اندر همه امور ازتو

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها