0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۴۳۹
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:47 AM

ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن

یک جهت شو ملک دو جهان ترک کن

جان دهی جانان ترا حاصل شود

گر دلت جانان خوهد جان ترک کن

اندرین ره هرچه بینی غیر دوست

جمله کفرست ای مسلمان ترک کن

دوست خواهی ملک دنیا گو مباش

یوسف آمد بیت احزان ترک کن

شد عزیز مصر، یوسف را بگوی:

ملک خواهی راند زندان ترک کن

هرچه موری را بیازارد زتو

گر بود ملک سلیمان ترک کن

هرچه با آن مر ترا سرخوش بود

پای بر فرقش نه وآن ترک کن

تا سرت باشد گریبان بایدت

سر بنه وآنگه گریبان ترک کن

تا لب شیرین او شیرت دهد

طفل این ره مباش ودندان ترک کن

تشنه بر خاک در جانان بمیر

ور بگوید آب حیوان ترک کن

سیف فرغانی گرت دشوار نیست

هرچه غیر اوست آسان ترک کن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها