0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۳۰۰
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:31 AM

ای ز شیرینی شده دام مگس

شکری فرما بانعام مگس

همچو من خلقی گرفتار تواند

زآنکه شیرینی بود دام مگس

عاشقان را بی لبت آرام نیست

بی شکر چون باشد آرام مگس

هر زمانم از تو چیزی آرزوست

ای شکر چونی زابرام مگس

از تو اکرامی همی دارم طمع

خود شکر کی کرد اکرام مگس

هست بر لعل لبت اقدام من

همچو بر شیرینی اقدام مگس

وقت ما خوش بود چون صبح خروس

بی تو ناخوش گشت چون شام مگس

در زمان ما نباشی بی رقیب

باد زن داری بهنگام مگس

هست اندر کاسه و خوان کسان

همچو گربه پخته و خام مگس

ای رقیب آستین افشان برو

تا شکر شیرین کند کام مگس

او بشکر خوردن اندر بسته دل

تو گشاده لب بدشنام مگس

از تو همرنگی نشاید چشم داشت

همچو یکرنگی زاندام مگس

کاشکی غایب شدی شکرفروش

تا شکر بگزاردی وام مگس

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها