0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۲۱۹
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:26 AM

باز آن زمان رسید که گلزار گل کند

هر شاخ میوه آرد وهرخارگل کند

عاشق بدو نظر نکند جز ببوی دوست

باغ ار شکوفه آرد وگلزار گل کند

میوه فروش کی خردش بر امید سود

گرموم رنگ داده ببازار گل کند

بربوی وصل دوست درخت امید ماست

شاخی که کم برآرد وبسیار گل کند

با روی همچو روضه شود شرمسار حور

باغ بهشت اگر چو رخ یار گل کند

گرشاه (من) برقعه شطرنج بنگرد

نبود عجب که هردو رخش خارگل کند

در روضه دلی که غم عشق بیخ کرد

کی شعبه محبت اغیار گل کند

کی مستعد عشق شود جان منجمد

هرگز طمع مکن که سپیدار گل کند

آن را که خار عشق فرو شد بپای دل

سرچون درخت میوه ودستار گل کند

بار درخت حالش اناالحق بود مدام

حلاج راکه شعبه اسرار گل کند

بر هر ورق که ذکر جمالش نوشت سیف

شاید که در سفینه اشعار گل کند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها