0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۲۰۰
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:25 AM

ای که شیرینی تو شور در آفاق افگند

حلقه زلف تو در گردنم انداخت کمند

هرچه معنیست اگر جمله مصور گردد

کس بمعنی و بصورت بتو نبود مانند

گر بتریاک وصالم برسانی باری

پیشتر زآنکه کند زهر فراق تو گزند

هرچه غیر تو اگر جمله درو پیوندد

عاشق روی تو با غیر نگیرد پیوند

عاشق از دادن جان بیم ندارد زیرا

نبود زنده دل عشق بجان حاجتمند

از هوای تو در آفاق بگردد چون باد

وز برای تو بر آتش بنشیند چو سپند

صحبت جورش اگر چند دهد آسان دست

هم قبولش نکند عاشق دشوار پسند

دوست گر عرضه کند ملک دو عالم بر تو

در دو عالم مشو از دوست بچیزی خرسند

تا تو در بند خودی دست نیابی بر دوست

دست در عشق زن و پای برآور زین بند

برو ای عاقل مغرور، مرا پند مده

زآنکه مجنون غم عشق نمی گیرد پند

سیف فرغانی در کوی ملامت نه پای

اینچنین معتکف کنج سلامت تا چند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها